کاش الان آغوش گرمت سر پناه خستگیم بود. دو تا چشمات پر از عشق ....واسه دل شکستگیم بود.
آرزوم اینه که دستام توی دستای تو باشه .
تنگی این دل عاشق با نوازش تو واشه .
واسه چی خدا نخواسته من تو آغوش تو باشم ؟!
قول می دم با داشتن تو هیچ غمی نداشته باشم .
پرم از ترانه ی تو گر چه واژه ها حقیرن .
خوبه وقتی نیستی پیشم ....اونه دستامو می گیرن.
راز عشق منو هیچ کس غیر مهتاب نمی دونه .
تنها شاهد واسه غصه ،گریه و. تنهائیم اونه.
وای اگر من این نبودم ،کاش می شد پرنده باشم .
تا از این دور بودن از تو بتونم بلکه رها شم ...
یه پرنده شم شبونه بکشم پر به خیالت .
برسم به اونه ی تو بگیرم سر زیر بالت.
زندگی رنگ خدا بود ...اگه تنها تو رو داشتم .
اگه میشد واسه گریه رو شونت سر می گذاشتم.